محمد مهدى ملايرى

264

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

بعد حد شرقى اين تسو هم به شمار مىرفته است « 1 » . اين تسو به نام شهر اصلى آن كه بزرگ شاپور بوده خوانده شده و به گفته حمزه اصفهانى « 2 » بزرجسابور كه عربى شده و زرگ شافور است همانجا است كه به زبان سريانى آن را عكبرا مىگفته‌اند و در دوران اسلامى به اين نام يعنى عكبرا هم خوانده مىشده ، و تا بغداد ده فرسخ فاصله داشته است . به گفته او بزرگ شاپور در شصت و نه درجه و ثلث درجه طول جغرافيايى و سى و سه درجه و نيم عرض جغرافيايى قرار داشته . نام بزرگ شاپور در بيتى از قصيده معروف بحترى هم كه درباره كاخ سفيد مدائن ( - ابيض المداين ) سروده آمده و ياقوت هم آن را در كلمهء بزرجسابور آورده است . تسوى بزرگ شاپور سرزمينى گسترده بوده و مسافتى را دربر مىگرفته كه طول آن در حدود هفتاد كيلومتر بوده و حد وسط پهناى آن‌هم كمتر از ده كيلومتر نبوده است . از كاوشهاى باستانشناسى كه در محل اين استان ، كه امروز ويرانه‌اى بيش نيست ، به عمل آمده آثار فراوانى از بقاياى شهرها و روستاها و نشانه‌هاى بسيارى از نهرهاى قديمى ديده مىشود كه در همه‌جاى اين منطقه پراكنده است . تپه‌هاى باستانشناسى بىشمارى كه در آنجا ديده مىشود ، و همه آنها آثارى از همان شهرها و روستاها و آب‌راههاى قديم‌اند ، نشان مىدهند كه اين منطقه در دورانى از تاريخ پوشيده از باغها و كشتزارها و مزارع بوده و از تأسيساتى كه بر مسير آب‌راه قاطول كسروى ، كه از آن در گفتار پيش سخن رفت ، به وجود آورده بودند مىتوان استنباط كرد كه آبى كه اين آب‌راه در فصلهاى كم‌آبى از دجله مىگرفته به تمامى در جويها و جدولهايى جريان مىيافته كه به مصرف كشاورزى همين منطقه مىرسيده است . تسوى بزرگ شاپور شامل منطقه‌اى بود كه ميان قاطول بالاى كسروى و ساحل شرقى مجراى دجله گسترده بود . محققان معاصر اراضى وسيعى را كه امروز از بلد تا طارميّه و راشديه در سرزمين كنونى عراق امتداد مىيابد ، و همچنين

--> ( 1 ) . معجم ، 3 / 174 . ( 2 ) . به نقل ياقوت از او در معجم البلدان 3 / 705 .